![]() |
![]() |
|
| color of night |
|
تو می دانی
آسمانت چه رنگ است ...
باخته ای بر حاشیه
پنجره که بی روز تار می شود
پسین های دلتنگی گشوده ای دست
بر بام زاری
باخته ای
باخته ای
گم شده بودم در تو
تو گمشده بودی به رفتن آنجا که سراب آینه رسیدن بود
به طاق های تشنگی -
تصویرهای می سازیم
وساده نامش را نفرت می گذاریم
آنجا که مرگ نظاره ایستاده ،
برای رفتن امشب دیر شده
بگذار برای فردا
فردا
فردا
.
|
|
+
13:45 |
|
|
نخست پست الکترونیک |
|
| آرشیو موضوعی |
|
سینما شعر نقاشی داستان کوتاه |
|
irajsalarvand |
|
RSS
|